should I kill you? p4

!بیا بریم
-باشه
(رسیدن به خوابگاهشون)
-میشه به من توضیح بدی چرا من باید با تو تو یه خوابگاه باشم؟
فلیکس آهی کشید
!مگه تقصیر منه کانگ نمیزاره تنها تو یه خوابگاه باشم
سوهو خندید
-یه جوری دوست داره انگار باباته راستی چرا نمیزاره تنها باشی ؟
!چون فکر میکنه کوچولوعم
سوهو زد زیر قهقهه
-واییی 23 سالته خیر سرت (خنده) من با کوچولو ترین آدم بانو هم خوابگاهی شدم(خنده)
!هی یه کاری نکن بیام بزنم تو دهنتااا
-باشه بابا اروم باش
(ویو هیونجین )
بعد از اینکه فلیکس و اون پسره که فکر کنم اسمش سوهو بود رفتن رفتم توی اتاق چیز زیادی نداشت یه میز و یه تخت ولی هرچی باشه بازم از اون سیاهچال کوفتی بهتره باورم نمیشه تا همین دیروز داشتم تو دانشگاه تدریس میکردم الان شدم قاتی یه باند خلافکار به هر حال این الان زندگی جدیدمه اونجوری که از سوهو شنیدم مثل اینکه فلیکس کوچیک ترین عضو بانده در هر حال باید یه راهی پیدا کنم که از این جهنم بیام بیرون
هیونجین روی تخت دراز کشید چند دیقه به سقف نگاه کرد و بعد خوابش برد
(صبح روز بعد)
هیونجین بیدار شده بود نشسته بود روی تخت که صدای ضربه به در شنید
-در رو باز کن
"الان میام
(هیونجین در رو باز کرد )
"سلام سوهو
-سلام چیکار میکردی
"هیچی برای چی اینجایی؟
(سوهو دستشو کشید پشت گردنش)
-خب اومدم چند تا چیز در مورد فلیکس بهت بگم
"خب چی هست؟
-خب از اونجایی که اون مسئول توعه بهتره اینارو بدونی
"خب بگو
(سوهو اومد تو اتاق و نشست رو تخت)
-اول از همه اینکه اون از همه تو باند کوچیک تره اما وقتی عصبانی بشه حتی کانگ هم ازش مثل سگ میترسه دوم اینکه اون آدمی نیست که زیادی با بقیه کاری داشته باشه ولی اگه کسی سعی کنه اونو با انتخواباش و ادمای مهمش اذیت کنه فوران میکنه
"خب الان چیکار کنم
-گفتم بدونی اون بیرحمه ولی وقتی براش کسی مهم بشه مثل یه بچه میشه و
....
ادامه دارد
Lixyn•.°★
خب اینم از این پارت ببخشید یکم دیر شد و اینکه سناریو سد اندینگه بیشتر از این اسپویل نمیکنم امیدوارم خوشتون اومده باشه بریم برای شرط ها
7لایک❤️
5کامنت🗯
1بازنشر👤
دیدگاه ها (۵)

should I kill you? p5

should I kill you? p6

should I kill you? p3

should I kill you? p2

should I kill you? p7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط